دیروزم گذشت وقتی برگشتم خونه تنها بودم...شیطان وسوسه میکرد گوشی رو باز کردم و کتابی رو که توش هس خوندم.تمومش نکردم ولی تا خواهرم اومد خودمو سرگرم کردم تا جلو گناهو بگیرم...قسمت مهمش همین بود:)...